• Toll-Free: 141

از شک تا باور: داستان تغییر «ځدران»

خانه داستان‌های ساحه از شک تا باور: داستان تغییر «ځدران»

از شک تا باور: داستان تغییر «ځدران»

داستان‌های ساحه
یک رضاکار ۶۰ ساله که با استفاده از تجربه‌اش ذهنیت جامعه را تغییر می‌دهد

 

ننگرهار، افغانستان (۱۹ حوت ۱۴۰۴) - در یکی از کوچه‌های آرام ولسوالی چپرهار، مردی سالخورده با مردم درباره تداوی سوءتغذیه و صحت اطفال گفتگو می‌کند. سخنانش ساده است، اما تأثیرش عمیق. این «ځدران» است؛ کسی که سال‌ها پیش خودش در مورد مرض پولیو باور نادرستی داشت، اما امروز به یکی از صداهای مهم مبارزه با این مرض مبدل شده است.

روزی که همه‌چیز را تغییر داد، هنوز هم در ذهنش تازه است: «من قبلاً درک درستی از بیماری پولیو نداشتم، اما وقتی نتیجه این بیماری را در میان نزدیکانم با چشم خود دیدم، فهمیدم که این یک بیماری خطرناک است.»

همین تجربه، آغاز یک تغییر در زندگی او بود. اکنون، پس از پانزده سال، «ځدران» به چهره‌ای شناخته‌شده در منطقه‌اش مبدل شده است. او عضو تیم آگاهی‌دهی در زمینه مبارزه با پولیو و جلوگیری از سوءتغذیه است و با خانواده‌ها رو‌در‌رو صحبت می‌کند - نه تنها برای ارائه معلومات، بلکه برای ایجاد اعتماد.

او می‌گوید: «وقتی با مردم رو‌در‌رو می‌نشینی و به حرف‌هایشان گوش می‌دهی، می‌فهمی که مشکل فقط کمبود معلومات نیست، بلکه کمبود اعتماد است.»

ویژگی کار او این است که با دقت به نگرانی‌ها و پرسش‌های مردم گوش می‌دهد. همین رویکرد به او کمک کرده است تا به‌تدریج ذهنیت مردم را تغییر دهد.

 ځدران برای بهبود صحت اطفال و محافظت آنان در برابر بیماری‌ها، برایشان دواهای سوءتغذیه توزیع می‌کند. © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش

 

در آغاز، بسیاری از خانواده‌ها نسبت به واکسین پولیو تردید داشتند. برخی انکار می‌کردند و برخی دیگر با ترس و شک مواجه بودند؛ اما ځدران هرگز در قضاوت عجله نمی‌کرد. او با صبر صحبت می‌کرد، مثال می‌آورد و برای جلب اعتماد مردم وقت صرف می‌نمود.

به‌تدریج، این رویکرد نتیجه داد. خانواده‌هایی که قبلاً مردد بودند، اکنون خودشان برای واکسین اطفال‌شان درخواست می‌کنند. این تغییر، نتیجه ایجاد اعتماد و روابط دوامدار است.

ځدران در این زمینه داستان یک خانواده را بیان می‌کند که قبلاً اطفال‌شان را واکسین نمی‌کردند. او می‌گوید: «روزی به خانه‌شان رفتم. سرپرست خانواده گفت که نمی‌خواهد اطفالش واکسین شوند. من عجله نکردم؛ با او نشستم و نخست به نگرانی‌هایشان گوش دادم. سپس به‌گونه ساده و روشن فواید واکسین را توضیح دادم و نمونه‌هایی از اطفالی را با او شریک ساختم که به‌دلیل عدم واکسین فلج شده بودند.»

او می‌افزاید که این خانواده در ابتدا قانع نشد، اما او تلاشش را رها نکرد. چندین بار دوباره به دیدارشان رفت و هر بار با حوصله صحبت کرد، تا این‌که بالاخره روزی تصمیم‌شان تغییر کرد و اطفال‌شان را برای واکسین آوردند.

امروز، همان خانواده نه‌تنها اطفال خود را به‌موقع واکسین می‌کنند، بلکه به دیگران نیز توصیه می‌کنند که به صحت اطفال‌شان توجه کنند و واکسین را فراموش نکنند.

 ځدران و همکارانش خانه‌به‌خانه می‌روند، با خانواده‌ها گفتگو می‌کنند و آنان را در مورد تداوی سوءتغذیه و صحت اطفال آگاهی می‌دهند. © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش

 

این تغییر نشان می‌دهد که صبر، تداوم و روابط صادقانه چگونه می‌تواند اعتماد مردم را جلب کند و رفتارها را تغییر دهد.

ځدران باور دارد که گاهی سن و تجربه نیز از قوی‌ترین ابزارهای قناعت‌دهی مردم است: «مردم سخنان مرا می‌پذیرند، چون می‌دانند که من برای خیر و منفعت‌شان کار می‌کنم.»

او می‌گوید همین اعتماد او را همواره تشویق کرده است تا تجربه‌هایش را با رضاکاران جوان شریک سازد و آنان را ترغیب کند که با احترام و حوصله با مردم کار کنند.

او می‌افزاید: «اگر می‌خواهیم تغییر بیاوریم، باید دست به دست هم بدهیم؛ چون یک نفر به‌تنهایی نمی‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد، اما اگر باهم کار کنیم، کارهای زیادی ممکن است.»

با این‌همه، هنوز هم چالش‌ها وجود دارد. در برخی مناطق، باورهای سنتی و معلومات نادرست بر تصمیم‌گیری مردم تأثیر می‌گذارد. اما ځدران به این مشکلات با دید ناامیدی نگاه نمی‌کند، بلکه آن را بخشی از ادامه کار می‌داند.

او می‌گوید: «هر مشکل به این معناست که هنوز کار بیشتری نیاز است؛ این مسئولیت ماست که معلومات درست را به مردم برسانیم.»

ځدران در پایان می‌گوید بزرگ‌ترین آرزویش این است که دیگر هیچ طفلی قربانی بیماری پولیو نشود.

داستان ځدران یک پیام ساده دارد: تغییر از یک فرد آغاز می‌شود - اما زمانی به نتیجه می‌رسد که اعتماد ایجاد شود و سخن با عمل همراه گردد.