• Toll-Free: 141

آن دو قطره‌ای که آینده را مصون می‌سازد

خانه خاطرات کارمندان پولیو آن دو قطره‌ای که آینده را مصون می‌سازد

آن دو قطره‌ای که آینده را مصون می‌سازد

داستان‌های برتر

لغمان، افغانستان (۳۰ جدی ۱۴۰۴) - منطقه پیتک دره فراجغانِ ولایت لغمان، در میان کوه‌ها موقعیت دارد؛ منطقه‌ای که راه‌های آن دشوار و دسترسی به خدمات در آن آسان نیست. اما در دل همین کوه‌ها، جوانی به نام عبدالباقی هر روز در پیِ تغییری آرام، اما عمیق، برای آینده مصون اطفال است.

او از چهار سال به این‌سو به‌عنوان هم‌آهنگ‌کننده برنامه واکسین پولیو کار می‌کند.

عبدالباقی می‌گوید که در آغاز، این کار برایش تنها یک وظیفه بود، اما با گذشت زمان، احساسش تغییر کرد: «وقتی انسان نشانه‌های زیان‌های جبران‌ناپذیر مرض پولیو (فلج اطفال) را از نزدیک می‌بیند، دیگر این کار تنها یک وظیفه نمی‌ماند؛ بلکه به ندای وجدان بدل می‌شود.»

همین احساس است که او را واداشته تا در هر شرایط دشوار، به کارش ادامه دهد.

 

یک روز برفی، یک درس فراموش‌نشدنی

در یکی از روزهای برفی، زمانی که راه‌ها لغزنده و پیاده‌روی خطرناک بود، عبدالباقی به‌سوی یکی از قریه‌های دورافتاده در میان کوه‌ها روان شد؛ هر گامش در برف فرو می‌رفت، اما او توقف نمی‌کرد، زیرا می‌دانست در آن‌جا اطفالی هستند که در انتظار اند کسی صدای‌شان را بشنود.

این راه‌پیمایی او را به درِ خانه‌ای رساند که در پشت آن، دردناک‌ترین واقعیت مرض پولیو نهفته بود. پدری با چشمانی پر از اشک، پسر فلج‌شده خود را به او نشان داد و با صدای آهسته گفت: «من نمی‌دانستم این دو قطره تا این اندازه ارزش دارند که زندگی سالم یک طفل به آن وابسته باشد.»

در آن لحظه، سرمای برف و خستگی راه از یاد عبدالباقی رفت. او پشیمانی یک پدر، درد خاموش یک طفل و خسارت جبران‌ناپذیر یک خانواده را با چشمان خود دید. این تنها داستان گذشته نبود؛ بلکه هشداری برای آینده اطفال دیگر بود.

عبدالباقی به پدر طفل گفت: «من دقیقاً برای همین این‌جا آمده‌ام، تا طفل دیگری قربانی این درد نشود.»

 روند واکسین پولیو برای اطفال در منطقه پیتک دره فراجغانِ ولایت لغمان © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

 

از آگاهی تا اعتماد

آن‌چه از یک خانه آغاز شد، به‌تدریج به خانه‌های دیگر قریه رسید. نگرانی‌ها تغییر یافت، شک‌ها از میان رفت و آگاهی جای خود را باز کرد.

خان‌الله، یکی از بزرگان قومی قریه، می‌گوید: «ما پیش از این نام پولیو را نشنیده بودیم، اما عبدالباقی به ما نشان داد که این مرض تا چه اندازه خطرناک است و واکسین آن برای پیش‌گیری چقدر اهمیت دارد.»

او می‌افزاید که وقتی اعتماد به‌وجود آید، تغییر به‌سرعت رخ می‌دهد. خانواده‌ها اکنون با میل خود اطفال‌شان را برای واکسین می‌آورند، زیرا دریافته‌اند که این دو قطره، تضمین‌کننده زندگی سالم یک طفل است.

 

در برابر شک، گفتگو؛ در برابر ترس، اعتماد

با وجود این، هنوز هم برخی خانواده‌ها به‌دلیل معلومات نادرست و شایعات، نگرانی‌هایی دارند؛ اما عبدالباقی به سخنان‌شان گوش می‌دهد، به پرسش‌های‌شان پاسخ می‌گوید و تلاش می‌کند راهی برای رسیدن به هر طفل پیدا کند.

در این مسیر، علمای دینی نیز نقش مهمی دارند. مولوی اسماعیل، امام مسجد قریه، می‌گوید: «حفاظت از اطفال، خواست دین، عقل و وجدان است.»

او تأکید می‌کند که صحت اطفال نباید قربانی شایعات و اوازه‌ها شود.

 عبدالباقی از چهار سال به این‌سو به‌عنوان هم‌آهنگ‌کننده کمپاین واکسین پولیو در منطقه خود فعالیت می‌کند © افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۴ هـ ش

 

هر طفل ارزش دارد

عبدالباقی باور دارد که مصونیت یک طفل، مصونیت آینده یک جامعه کامل است: «اگر حتی یک طفل هم از مرض پولیو در امان بماند، تلاش‌های ما بی‌نتیجه نیست.»

به باور او، اگر هر طفل به حق خود دست یابد و هیچ‌کدام به‌دلیل شک، ناآگاهی یا غفلت از واکسین محروم نماند، می‌توان مرض پولیو را برای همیشه از افغانستان محو کرد.

این مبارزه ادامه دارد و امید با آن همراه است. این، داستان مبارزان خط مقدم در برابر مرض پولیو است؛ کسانی که راه‌های طولانی می‌پیمایند، دشواری‌ها را تحمل می‌کنند و اعتماد می‌سازند، تا هر طفل فرصت یک زندگی سالم را داشته باشد.

زیرا طفلی که واکسین می‌شود، تنها از یک مرض نجات نمی‌یابد؛ بلکه یک جامعه کامل گامی به‌سوی آینده‌ای مصون و سالم برمی‌دارد.